تاریخ انتشار :جمعه ۱۰ دی ۹۵.::. ساعت : ۱:۴۵ ب.ظ
فاقددیدگاه
م. ناخوش احوال

ظریف: اعتراف می‌کنم زبانم ضعیف است!

ملت ایران، با این انتظارهای کاملا نابه‌جای خودتان، کاری کردید که چند بار ما با بَر و بَچ، به طور کاملا ناشناس برویم خارج و برگردیم، حالا نمی‌گم چطوری، شما یاد می‌گیرید زشته.

به گزارش چالوس ما به نقل از بلاغ، شب گذشته، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان، گِلایه‌نامه خود را، خطاب به ملت ایران منتشر کرد. در این نامه آمده است:

ملت ایران، این منم، ظریف، از شما گِله دارم، ما می‌رفتیم خارج بِگردیم، شما انتظار داشتید که ما برویم و مسائل را حل کنیم، ما می‌رفتیم خارج، عروسیه بچه‌های فامیل، شما انتظار داشتید تحریم‌ها را کاهش دهیم، ما می‌رفتیم خارج، سَر قبر اموات فاتحه بخوانیم، شما انتظار داشتید ما یه کاری کنیم، با این انتظارهای کاملا نابه‌جای خودتان، کاری کردید که چند بار ما با بَر و بَچ، به طور کاملا ناشناس برویم خارج و برگردیم، حالا نمی‌گم چطوری، شما یاد می‌گیرید زشته.

هِی به من گفتید ظریف‌المَمالک، هِی بادم کردید و گفتید قهرمان دیپلماسی ایران، هِی عناوین و القاب مثل تیتراژهای آخر سریال، در اینستا و گروه‌های تلگرام به من بستید و اعصابم را خُرد کردید، یک بار که مجبور به مذاکره شدیم، من عصبانی شدم و فریاد کشیدم و شما در ایران امان ندادید و گفتید ظریف بر سر استعمار فریاد کشید، بار دیگر که عراقچی خودکار را پرت کرد حرف دیگر زدید، اصلا می‌دانستید جریان چیست؟ چرا او خودکار را پرت کرد، چرا من فریاد کشیدم؟ بگذارید تا این اسرار پشت پرده را برایتان بازگو کنم، عراقچی خودکار را پرت کرد چون خط نمی‌داد، هرچی روی کاغذ کشید جوهرش در نیامد، گفت بگیر آقا صد رحمت به خودکارای بیکه خودمون و شما چه شایعه‌سازی کردید و ما را در رودر بایستی گذاشتید، فریاد زدم چون عراقچی پایم را لگد کرد و میخچه پایم درد گرفت، آن وقت شما گفتید قهرمان دیپلماسی!

هِی گفتید مذاکرات بُرد-بُرد، بُرد-باخت، باخت-باخت، تساوی، اصلا من شوتم، آفسایدم و این عراقچی کُرنر، مگر بازی فوتبال می‌رفتیم که اِنقدر شما دنبال نتیجه‌اش بودید؟ هَمش تقصیر خودتان بود دیگر، تحویل بگیرید، تحریم‌های جدید!

چه بگویم که اسرار مَگو زیاد است. من و عراقچی و تخت روانچی، به دقت متن‌های پیشنهادی برای توافق نهایی را مطالعه می‌کردیم، من اعتراف می‌کنم، زبانم ضعیف بود و هر سه نفر به همراه صالحی می‌خواهیم در کلاس‌های آموزش زبان انگلیسی که با معلم خصوصی، به صورت ویژه، به سفارش رئیس جمهور، در پاستور برگزار می‌شود شرکت کنیم و از روی it is a cat و it is a dog و it is a cup صد بار بنویسیم تا خوب در مُخمان فرو برود، تا مِن‌بَعد، جایی رفتیم برای مُذاکره، مُعامله، مُعارفه، مُصالحه، مُکاشفه و همچنین مُشاهده، خرابکاری نکنیم که بعد گَندش در بیاید و آبرو ریزی بشه.

از همین جا اعلام می‌کنم، بنده هرچی سکه پاداش گرفتم، روز زن، به مادر بچه‌ها تقدیم کردم و هرگز قدرت بازپس‌گیری آنها را ندارم، اگر شود حاضرم، یک تنه، جلوی کاخ سفید تَحصُن کنم و به باراک فحش دهم و یا یک سیلی در گوش جان کری بخوابانم و به او بگویم بی‌تربیت این کار را می‌کنم اما قدرتی بر پس گرفتن سکه‌ها ندارم، لطفا این یک مورد را حلالم کنید.

اصلا می‌دانید، شما مرا وادار به نامه‌بازی کردید. خواهشا از این به بعد، از همین جا، از همین لحظه به من نگویید ظریف، بگویید ضعیف.

قربان روی ماه تک تکتان

محمدجواد ضعیف (ظریف سابق)

دیدگاه خود را به ما بگویید.