تاریخ انتشار :چهارشنبه ۸ فروردین ۹۷.::. ساعت : ۳:۰۰ ب.ظ
فاقددیدگاه

تنها امامی که در خردسالی به امامت رسید که بود؟

امام جواد (ع) پس از شهادت امام رضا (ع)، در هشت سالگی به امامت رسیدند.

به گزارش چالوس ما،

از آنجا که امام جواد (ع) نخستین امامى بودند که در خردسالى به منصب امامت رسیدند. حضرت مناظرات و بحث و گفتگوهایى داشته اند که برخى از آن‌ها بسیار پر سر و صدا و هیجان‏‌انگیز و جالب بوده است. علت اصلى پیدایش این مناظرات این بود که از یک طرف، امامت ایشان به خاطر کمى سن براى بسیارى از شیعیان کاملاً ثابت نشده بود (گرچه بزرگان و دانایان شیعه بر اساس عقیده شیعه هیچ شک و تردیدى در این زمینه نداشتند) از این رو براى اطمینان خاطر و به عنوان آزمایش، سؤالات فراوانى از آن حضرت مى‌‏کردند.
در سال ۲۰۳ که امام رضا (ع) به شهادت رسیدند، شیعیان آن حضرت به علت این که تنها فرزند ایشان (امام جواد علیه السّلام) بیش از هشت سال نداشت، در نگرانى و اضطراب عمیقى فرو رفتند. به نوشته برخى از مورّخان، در این جریان، شیعیان به حیرت افتاده و میان آنان اختلاف پدید آمد؛ چنانکه شیعیان دیگر شهر‌ها نیز متحیّر شدند. این مشکل براى شیعیان، که مهمترین رکن ایمان را اطاعت از امام معصوم دانسته و در مسائل و مشکلات فقهى و دینى خود به وى رجوع مى کردند، از اهمّیت بسیار برخوردار بود و نمى توانست همچنان لا ینحل بماند. البته براى شیعیان مسلّم بود که امام رضا علیه السّلام فرزند خود امام جواد علیه السّلام را به جانشینى برگزیدند، ولى مشکل ناشى از خردسالى آن حضرت، مسلمانان را بر آن مى داشت تا براى اطمینان خاطر، به کاوش و جستجوى بیشترى در این باره بپردازند. علّت پیدایش این اختلاف، به نظر نوبختى، همین بود که آن‌ها بلوغ را یکى از شرایط امامت مى دانستند. به همین منظور امام با آوردن دلایلی، شرط بلوغ برای امامت را رد کردند. برخی از این دلایل:

۱- نبوّت حضرت عیسى علیه السّلام در دوران شیرخوارگى

۲- اشاره به جانشینى حضرت سلیمان (ع) از حضرت داود (ع)، هنگامى که هنوز کودکى بیش نبود و گوسفندان را به چرا مى برد، حضرت داود او را جانشین خود کرد، در حالى که عبّاد و علماى بنى اسرائیل، این عمل او را انکار مى‌کردند.

۳- نبوت یحیى بن زکریّا علیه السّلام در کودکی

در آن مقطع زمانى، قدرت «معتزله» افزایش یافته بود و مکتب اعتزال به مرحله رواج و رونق گام نهاده بود و حکومت وقت در آن زمان از آنان حمایت و پشتیبانى مى‏‌کرد و از سلطه و نفوذ خود و دیگر امکانات مادى و معنوى حکومتى، براى استوارى و تثبیت خط فکرى آنان و ضربه زدن به گروه‌هاى دیگر و تضعیف موقعیت و نفوذ آنان به هر شکلى بهره‌بردارى مى‏‌کرد. خط فکرى اعتزال در اعتماد بر عقل محدود و خطاپذیرى بشرى افراط مى‌‏نمود، معتزلیان دستور‌ها و مطالب دینى را به عقل خود عرضه مى‏‌کردند و آنچه را که عقلشان صریحاً تأیید مى‏‌کرد مى‏‌پذیرفتند و بقیه را رد و انکار می‌نمودند و، چون نیل به مقام امامت امّت در سنین خردسالى با عقل ظاهر بین آنان قابل توجیه نبود، سؤالات دشوار و پیچیده‏ اى را مطرح مى‏‌کردند تا به پندار خود، آن حضرت را در میدان رقابت علمى شکست بدهند!

ولى در همه این بحث‌ها و مناظرات علمى، حضرت جواد علیه السلام (در پرتو علم امامت) با پاسخ‌هاى قاطع و روشنگر، هرگونه شک و تردید را در مورد پیشوایى خود از بین مى‏ بردند و امامت خود و نیز اصل امامت را تثبیت مى ‏نمودند. به همین دلیل بعد از ایشان در دوران امامت حضرت هادى علیه السلام (که ایشان نیز در سنین کودکى به امامت رسید) این موضوع مشکلى ایجاد نکرد، زیرا دیگر براى همه روشن شده بود که خردسالى تأثیرى در برخوردارى از این منصب خدایى ندارد.

شیعیان امامى از یک سو امامت را از جنبه الهى آن مى‌نگریستند و به همین دلیل کمى سنّ امام هرگز نمى توانست در عقیده آن‌ها خللى وارد آورد، اما از سوى دیگر آنچه اهمیت داشت بروز این وجهه الهى بود که مى بایست در علم و دانش امامان علیهم السّلام باشد. در واقع امامان، پاسخگوى کلیّه سؤالات شیعیان بودند. از این رو آنان درباره تمامى امامان این اصل را رعایت کرده و آنان را در مقابل انواع پرسش‌ها قرار مى دادند و تنها موقعى که احساس مى کردند آنان به خوبى از عهده پاسخ گویى به این سؤالات بر مى آیند (با وجود نص به امامتشان) از طرف شیعیان به عنوان امام معصوم شناخته مى شدند. با توجه به سنّ کم امام جواد علیه السّلام این آزمایش از طرف شیعیان درباره آن حضرت ضرورت بیشترى پیدا مى‌کرد. بر این اساس، در مواقع و فرصتهاى مختلف، آزمایشاتی را درباره آن حضرت به عمل آورده و پس از آن، اکثریت قریب به اتفاق آنان، جز اندکى، با اطمینان خاطر، امامت ایشان را پذیرفتند.

دیدگاه خود را به ما بگویید.